cordwainer
معنی فارسی
کفشدوز
معنی کامل و مثالها
/-wān´ǝr/n.
● (قدیمی) کفشساز (که با چرم کردوبا کار میکرد)
مترادفها
noun
Shoemaker.
کفشدوز
/-wān´ǝr/n.
● (قدیمی) کفشساز (که با چرم کردوبا کار میکرد)
noun
Shoemaker.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن