دیکشنری فارسی

corkage

معنی فارسی

پولي که درمهمانخانه ازکسي ميگيرندتاباده اي

راکه مال خودمهمان

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● پاداش بطری (مشتریانی که بطری مشروب با خود به رستوران ببرند باید برای باز کردن آن انعام بپردازند - در برخی رستوران‌ها حتی باز کردن بطری خود رستوران هم اجرت اضافی دارد)

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'cork' and the suffix '-age'.

مثال

  • The corkage fee at the restaurant was reasonable.
  • They waived the corkage charge for our special occasion.
  • The corkage policy allows customers to bring their own wine.

ترکیب‌های رایج

corkage fee corkage charge waive corkage corkage policy

تعریف انگلیسی

noun
  1. a charge added at a restaurant for every bottle of wine served that was not bought on the premises

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن