دیکشنری فارسی

corky

UKkɔːkiː US'kɔ:kı

معنی فارسی

چوب پنبه اي خشکيده چوروک

معنی کامل و مثال‌ها

/kôrk´ē/adj.

● چوب پنبه مانند، چوب پنبه‌ای

● (شراب - در اثر آمیخته شدن ذرات چوب پنبه با شراب) خراب، دارای طعم چوب پنبه

ریشه و کاربرد

ریشه

From cork + -y.

مثال

  • The corky texture of the tree bark made it easy to grip.
  • The corky surface of the wine bottle prevented any leakage.
  • The corky material of the buoy made it float effortlessly.

ترکیب‌های رایج

Corky texture Corky appearance Corky material

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of wine) tainted in flavor by a cork containing excess tannin “a corked port”

واژه‌های دیگر با معنی «چوب پنبه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن