cornicle معنی فارسی شاخک واژههای دیگر با معنی «شاخک» acerous بي شاخک، نوک تيز palpiferous شاخک بر corniculate شاخک دار، شاخ دار tentacle شاخک حساس، مو يا ريشه حساس longicorn دراز شاخک، سوسک دراز شاخک palp شاخک حساس، سبيل palpi شاخک حساس، سبيل palpus شاخک حساس، سبيل lamellicorn پ هن شاخک side contact شاخک لامپ