دیکشنری فارسی

coronation

UKkɔrəneiʃən US'kɔ:rə'neıʃən

معنی فارسی

تاجگذاري

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´ǝ nā´shǝn/n.

● تاجگذاری

Nadder Shah's coronation ceremonies

مراسم تاجگذاری نادر شاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the ceremony of installing a new monarch

مترادف‌ها

noun
Crowning.

واژه‌های دیگر با معنی «تاجگذاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن