دیکشنری فارسی

coroner

UKkɔrənər US'kɔ:rənə

معنی فارسی

گماشته اي که کارش جستجوي علت مرگهاي ناگهاني

است

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´ǝ nǝr/n.

● پزشک قانونی، کالبد سنج، مامور تجسس قتل

according to the coroner's report ...

طبق گزارش پزشک قانونی ...

تعریف انگلیسی

noun
  1. a public official who investigates by inquest any death not due to natural causes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن