دیکشنری فارسی

corporal's guard

معنی کامل و مثال‌ها

● (ارتش) جوخه، گروه زیر فرمان سرجوخه

● گروهک، حداقل افراد لازم برای انجام کاری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن