دیکشنری فارسی

corporality

UKkɔːpərælitiː

معنی فارسی

جسمانيت تن بدن جسم جسماني

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´pǝ ral´ǝ tē/n.

● جسمانی بودن (در مقابل روحانی بودن)، جسمانیت، تنداری، مادیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being physical; consisting of matter “Attrubites: material, immaterial, nonmaterial, corporeal, incorporeal”

واژه‌های دیگر با معنی «جسمانيت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن