corporation
UKkɔːpəreiʃən
US'kɔ:pə'reıʃən
معنی فارسی
گروهي ازمردم که داراي شخصيت حقوقي باشند -
شکم (پيش آمده)
معنی کامل و مثالها
/kôr´pǝ rā´shǝn/n.
● (شرکت یا موسسهی دارای شخصیت حقوقی) بنگاه، شرکت (سهامی)، موسسه، تنآورد
British Broadcasting Corporation
بنگاه سخنپراکنی بریتانیا (بیبیسی)
she works for a large commercial corporation
او برای یک موسسهی بزرگ بازرگانی کار میکند.
● انجمن شهر، (حقوق) هر گروهی که بتواند مانند یک فرد عمل کند
the mayor and corporation
شهردار و انجمن شهر
● انجمن صنفی، سازمان حرفهای، گروه (به ثبت رسیدهی) سیاسی
● (عامیانه) شکم گنده، شکم برآمده، (شکم) خیک
* corporation tax
مالیات شرکت (مالیاتی که بر سود شرکتها بسته میشود)
تعریف انگلیسی
noun
- a business firm whose articles of incorporation have been approved in some state
- slang for a paunch
مترادفها
noun
Incorporated body.