corporatist
US'kɔ:pərətıst
معنی فارسی
صنفگراي،
وابسته به نظام سياسي متکي بر گروه هاي
متشکل سياسي که به ثبت رسيده و
داراي شخصيت حقوقي هستند
معنی کامل و مثالها
/kôr´pǝ rǝ tist´/adj.
● صنفگرای، وابسته به نظام سیاسی متکی بر گروههای متشکل سیاسی که به ثبت رسیده و دارای شخصیت حقوقی هستند (مانند نظام فاشیستی در ایتالیا)
تعریف انگلیسی
adjective
- a supporter of corporatism
- of or relating to corporatism “Pertains to noun: corporatism”