corporator
معنی فارسی
عضوگروه ياشرکتي که شخصيت حقوقي دارد
معنی کامل و مثالها
/kôr´pǝ rāt´ǝr/n.
● عضو شرکت یا موسسه (رجوع شود به: corporation)
عضوگروه ياشرکتي که شخصيت حقوقي دارد
/kôr´pǝ rāt´ǝr/n.
● عضو شرکت یا موسسه (رجوع شود به: corporation)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن