corps
USkɔ:
معنی فارسی
هيئت گروه دسته عده لشکر
معنی کامل و مثالها
/kôr/n., pl.
● گروه، دسته
diplomatic corps
کر دیپلماتیک، سفیران و کارمندان ارشد سیاسی (در هر شهر)
the New York press corps
گروه خبرنگاران نیویورک
● (ارتش) فوج، رسته
the U.S. Corps of Engineers
رستهی مهندسان ارتش امریکا
the Marine Corp
سپاه تفنگداران دریایی
● (امریکا - بخشی از نیروی زمینی که معمولا از دو لشگر و گروههای کمکی و لجستیکی تشکیل میشود) سپاه، قشون
● (گروهی که به کار ویژهای گمارده شده است) سپاه
Peace Corps
سپاه صلح
تعریف انگلیسی
noun
- an army unit usually consisting of two or more divisions and their support
- a body of people associated together “diplomatic corps”
مترادفها
noun
[Fr.] Body of troops, division of an army.