دیکشنری فارسی

corpsman

US'kɔ:mən

معنی فارسی

پزشکيارکشتي سپاهي

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´mǝn/n., pl.

● عضو گروه یا سپاه، سپاهی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن