دیکشنری فارسی

corral

USkə'ræl

معنی فارسی

جاي اسب ، گله ،

حصاردفاعي که دراردوازواگون وعرابه ميسازند

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ ral´/n., vt.

● طویله، اصطبل (بی‌طاق)، حصار، کمرا، ستورگاه

he kept the cows in one corral and the horses in another

او گاوها را در یک حصار و اسب‌ها را در حصاری دیگر نگهداری می‌کرد.

● موضع دفاعی (که با پهلوی هم قرار دادن دلیجان‌ها به صورت دایره ایجاد می‌شد)

● در طویله یا ستورگاه نگهداشتن، به درون حصار راندن، جا کردن

she first corralled the sheep and then milked the cows

اول گوسفندها را جا کرد و سپس گاوها را دوشید.

● گیرانداختن، محاصره کردن، گرفتار کردن، (چارپایان را) گردآوری و در یک جا جمع کردن

● قرار دادن دلیجان‌ها به صورت دایره (برای پدافند)

● (امریکا - خودمانی) به چنگ آوردن، گیر آوردن، تصرف کردن

reporters corralled the senator in a corner of the lobby

خبرنگاران سناتور را در گوشه‌ی سرسرا گیر انداختند.

he is going to corral most of the votes

او اکثریت آرا را به دست خواهد آورد.

ریشه و کاربرد

ریشه

From Spanish 'corral', which means 'yard, enclosure'.

مثال

  • The horses were kept in the corral.
  • The children were corralled in the playground for safety.
  • The cowboy worked to corral the stray cattle.

ترکیب‌های رایج

Corral horses Corral cattle Corral students Corral into

تعریف انگلیسی

verb
  1. a pen for cattle
  2. enclose in a corral “corral the horses” “Somebody ----s something”
  3. arrange wagons so that they form a corral “Somebody ----s something”
  4. collect or gather “corralling votes for an election” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «جاي اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن