corrosive action معنی فارسی اثر خوردگي اثر خورندگي واژههای دیگر با معنی «اثر خوردگي» stress corrosion خوردگي در اثر تنش corrosion pit فرورفتگي در اثر خوردگي altitude sickness حال به هم خوردگي در اثر ارتفاع هواپيما، مرض ناشي از زياد شدن ارتفاع هواپيما، کسالت در اثر ارتفاع زياد airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگي مزاج در اثر پرواز. passivating پوشاندن سطح فلزات با لايه اي از مواد، خنثي يا بي اثر براي جلوگيري از خوردگي، الکتروشيميائي pitting corrosion سوراخهائي که در سطح بتن يا فلز در اثر، خوردگي ايجاد مي شود و به کرم خوراکي، معروف است