دیکشنری فارسی

cortege or cortège

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr tezh´/n.

● (تشییع جنازه) مشایعت کنندگان، مشایعین

funeral cortege

مشایعت کنندگان جنازه، کاروان مشایعین جنازه

● (اسم جمع) ملتزمین، همراهان، پی روندگان، دنبال‌روها

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن