دیکشنری فارسی

cossack

US'kɔsək

معنی فارسی

قزاق

معنی کامل و مثال‌ها

/käs´ak´/n., adj.

● قزاق (مردمی که تا اواخر قرن نوزدهم به طور خودمختار در اوکراین زندگی می‌کردند و در مقابل پول در سواره نظام روسیه‌ی تزاری می‌جنگیدند) (با: Kazakh یعنی اهل جمهوری قزاقستان اشتباه نشود)

● قزاقی، وابسته به قزاق‌ها

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a Slavic people living in southern European Russia and Ukraine and adjacent parts of Asia and noted for their horsemanship and military skill; they formed an elite cavalry corps in czarist Russia

واژه‌های دیگر با معنی «قزاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن