دیکشنری فارسی

cost accounting

UKkɔstəkauntiŋ

معنی فارسی

حسابداري قيمت تمام شده ، حسابداري هزينه

حسابداري صنعتي

معنی کامل و مثال‌ها

● (حسابداری) برآورد هزینه (روش محاسبه و سرشکن کردن و ثبت هزینه‌های فراوری و پخش)

* cost account

حساب هزینه‌ی تمام شده، حساب برآورد هزینه

* cost accountant

حسابدار هزینه‌ی تمام شده، برآوردگر هزینه

تعریف انگلیسی

noun
  1. keeping account of the costs of items in production

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن