دیکشنری فارسی

costar

معنی فارسی

همبازيگر همبازي همبازيگري کردن نقش مشترک داشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/kō´stär´/n., vt., vi.

● (سینما و تئاتر و تلویزیون)

● هم‌بازیگر، همبازی (هنرپیشه‌ای که به همراه هنرپیشه‌ی دیگر نقش اول را بر عهده دارد)

Laurel and Hardy were costars

لورل و هاردی همبازی بودند.

● هم‌بازیگری کردن، نقش مشترک داشتن

she costarred with some of the most famous actors of that era

او با برخی از معروفترین هنرپیشگان آن زمان هم‌بازیگری کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن