پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
cotemporary
معنی کامل و مثالها
/kō tem´pǝ rer´ē/adj.
●
(قدیمی) رجوع شود به: contemporary
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن