cotton-seed معنی فارسی پنبه دار واژههای دیگر با معنی «پنبه دار» corked چوب پنبه دار، سربسته، باچوب پنبه سوخته سياه شده snowsuit لباس پنبه دار وزمستاني مخصوص بچه . peascod غلاف نخود، جلو نيم تنه پنبه دار. peasecod غلاف نخود، جلو نيم تنه پنبه دار. quilting اجيده، کاراجيده، پنبه دار fleecy پشم دار، خوابدار، پشم مانند