دیکشنری فارسی

cottoned

US'kɔtənd

معنی فارسی

پنبه نخ پارچه نخي سازش کردن ساختن رفاقت کردن خوابدارشدن

واژه‌های دیگر با معنی «پنبه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن