cottoned
US'kɔtənd
معنی فارسی
پنبه نخ پارچه نخي سازش کردن ساختن رفاقت کردن خوابدارشدن
پنبه نخ پارچه نخي سازش کردن ساختن رفاقت کردن خوابدارشدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن