دیکشنری فارسی

counselor or counsellor

معنی کامل و مثال‌ها

/koun´sǝ lǝr/n.

● (به ویژه در مورد امور آموزشی یا کاریابی یا مسائل شخصی) مشاور، اندرزگر، سگالشگر، رایزن، ناصح، مشیر

a marriage counsel(l)or

اندرزگر ازدواج (یا امور زناشویی)

the prince did not have wise counsel(l)ors

شاهزاده مشاوران عاقلی نداشت.

● (به ویژه در سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌ها) رایزن امور حقوقی

● (حقوق) وکیل دادگستری، وکیل دادگاه، وکیل دعاوی (عنوان کامل آن: counsel(l)or-at-law)

you need to hire a counsel(l)or

شما نیاز دارید که وکیل استخدام کنید، باید وکیل بگیرید.

● (در اردوگاه‌های نوجوانان) مربی، سرپرست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن