دیکشنری فارسی

count noun

معنی کامل و مثال‌ها

● (دستور زبان) اسم شمردنی (اسمی که می‌توان پیش از آن شماره آورد و آن را تبدیل به جمع کرد: مانند dog در مقابل mass noun یا اسم جنس: مانند butter)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old French 'comte', from Latin 'comes' meaning 'companion'.

مثال

  • The Count of Monte Cristo is a famous literary character.
  • She married a count and became a countess.
  • The title of count is hereditary in some countries.

ترکیب‌های رایج

Count of Count and Countess Count title Count's estate

تعریف انگلیسی

noun
  1. a noun that forms plurals

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن