counter (1)
معنی کامل و مثالها
/kount´ǝr/n.
● (دستگاه یا شخصی که میشمارد) شمارشگر، شمارگر، رایانه، کنتور، - شمار، آماردگر
● (فیزیک) کنتور گیگر (Geiger)، شمارگر گیگر، جرقه شمار، اخگر شمار
● (مکانیک - ابزاری که تعداد ضربات یا چرخشهای موتور و غیره را نشان میدهد) ضربه شمار، چرخش شمار
● (بازی) ژتون، مهره، پشیز
● (دکان و غیره) پیشخوان، میز، (آشپزخانه) میز کنار چراغ خوراکپزی
a fat man was standing behind the medicine counter
مرد چاقی پشت پیشخوان داروها ایستاده بود.
* over the counter
1- (دارو) قابل خریدن بدون نسخهی پزشک
this medicine can be bought over the counter
این دارو را میشود بدون نسخه خرید.
2- (بازار سهام - سهامی که در بورس خرید و فروش نمیشود) برپیشخوان
* under the counter
سری، زیرجلی، غیرقانونی، از زیر پیشخوان
there, they also sell smuggled goods under the counter
در آنجا کالای قاچاق را هم یواشکی میفروشند.