دیکشنری فارسی

countercharge

UKkauntətʃɑːdʒ

معنی فارسی

تهمت متقابله

معنی کامل و مثال‌ها

/kount´ǝr chärj´, kount´ǝr chärj´/n., vt.

(حقوق - استدلال یا مشاجره و غیره) ادعای متقابل، اتهام متقابل، پادچفته

پاتک، حمله‌ی متقابل، پاد تاخت

متقابلا ادعا کردن (یا متهم کردن)، پاتک زدن، پادتاخت کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a charge brought by an accused person against the accuser
  2. a retaliatory charge

واژه‌های دیگر با معنی «تهمت متقابله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن