counterfactual معنی فارسی نادرست بطورمغلوط ياغلط سهوا واژههای دیگر با معنی «نادرست» pettifogger نادرست، دعوي تراش، اهل زدوبست غير قانوني incorrect نادرست، مغلوط، ناراست amiss نادرست، ناصحيح، بيمورد inexact نادرست، ازروي بي دقتي درست شده، نادقيق phoney نادرست، غير موثق، غلط dishonest نادرست، نادرستکار، بي امانت erroneous نادرست، بطورمغلوط ياغلط، سهوا inaccurate نادرست، ناصحيح، غيردقيق false code کد نادرست، رمز نادرست paralogism قياس نادرست، قياس کاذب، منطق غلط