دیکشنری فارسی

counterplot

معنی فارسی

دسيسه دربرابردسيسه توطئه متقابله دفع کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kount´ǝr plät´,kount´ǝr plät´/n., vt., vi.

توطئه‌ی متقابل، ضد توطئه

توطئه‌ای را (با توطئه‌ی متقابل) خنثی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن