counterplot
معنی فارسی
دسيسه دربرابردسيسه توطئه متقابله دفع کردن
معنی کامل و مثالها
/kount´ǝr plät´,kount´ǝr plät´/n., vt., vi.
● توطئهی متقابل، ضد توطئه
● توطئهای را (با توطئهی متقابل) خنثی کردن
دسيسه دربرابردسيسه توطئه متقابله دفع کردن
/kount´ǝr plät´,kount´ǝr plät´/n., vt., vi.
● توطئهی متقابل، ضد توطئه
● توطئهای را (با توطئهی متقابل) خنثی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن