countersinked معنی فارسی پخ دارکردن گشادکردن (سوراخ پيچ ) فروکردن (پيچ) واژههای دیگر با معنی «پخ دارکردن» countersink پخ دارکردن، گشادکردن (سوراخ پيچ، ) فروکردن (پيچ) chamfer تراشيدگي، شياردارکردن، گوده