دیکشنری فارسی

counterweight

UKkauntəweit US'kauntə'weıt

معنی فارسی

وزنه برابر وزنه تعادل پارسنگ برابري کردن با جبران کردن خنثي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kount´ǝr wāt´/n.

پارسنگ، همسنگ، وزنه‌ی متعادل کننده

واژه‌های دیگر با معنی «وزنه برابر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن