دیکشنری فارسی

counterweight

UKkauntəweit US'kauntə'weıt

معنی فارسی

وزنه برابر وزنه تعادل پارسنگ برابري کردن با جبران کردن خنثي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kount´ǝr wāt´/n.

● پارسنگ، همسنگ، وزنه‌ی متعادل کننده

تعریف انگلیسی

verb
  1. a weight that balances another weight
  2. constitute a counterweight or counterbalance to “Something ----s something” “Somebody ----s something PP”

واژه‌های دیگر با معنی «وزنه برابر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن