دیکشنری فارسی

countian

معنی فارسی

ساکن دهستان يا شهرستان

معنی کامل و مثال‌ها

/count´ē ǝn/n.

● ساکن دهستان یا شهرستان (رجوع شود به: county)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن