cove (1)
معنی کامل و مثالها
/kōv/n., vt., vi.
● گوشه یا فرو رفتگی یا حفره (مثلا بین چند صخره)
● خلیج کوچک، خور، شاخابه، خلیجک، شیل
La Jolla Cove
خور لاهویا
● درهی کوچک، گذرگاه، تنگ
● (در جنگل) زمین بیدرخت
● (معماری - گچبری یا تزئینات مشابه چوبی و سنگی و غیره به ویژه در اطراف طاق) تزیین مقعر، کاو آذین، (پیش آمدگی دیوار که لامپهای برق را میپوشاند) چراغپوش
● طاق کوژ، طاق ضربی
● فرو رفتگی کاو داشتن، کاو شدن، قوسدار (یا مقعر) کردن یا شدن
* cove ceiling
سقف دارای گچبری مقعر