coved معنی فارسی تو گود کاو مقعر واژههای دیگر با معنی «تو گود» formation in cutting فرم صندوقه اي تو گود، زيرگاه صندوقه اي trenched section زيرگاه صندوقه اي، فرم صندوقه اي تو گود insunk فرورفته، تو رفته، گود افتاده