covenantor
معنی فارسی
عهدکننده متعهد شرط کننده ملتزم
معنی کامل و مثالها
/kuv´ǝ nǝnt ǝr/n.
● (کسی که تعهدات مذکور در قرارداد یا میثاق را به عهده میگیرد) میثاقپذیر، تعهد کننده
عهدکننده متعهد شرط کننده ملتزم
/kuv´ǝ nǝnt ǝr/n.
● (کسی که تعهدات مذکور در قرارداد یا میثاق را به عهده میگیرد) میثاقپذیر، تعهد کننده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن