coverup
US'kʌvə'rʌp
معنی فارسی
لاپوشاني نهانسازي سرپوش گذاري بالاپوش قديفه
معنی کامل و مثالها
/kuv´ǝr up´/n.
● لاپوشانی، نهانسازی، سرپوش گذاری (هر کار بد یا منظور بد)
the government's coverup of the scandal
سرپوش گذاری دولت روی آن افتضاح
● بالاپوش (به ویژه آنچه روی لباس شنا میپوشند)، قدیفه (قطیفه)