cow (1)
معنی کامل و مثالها
/kou/n.
● گاو ماده، ماده گاو (از جنس Bos)، ورزاو
a milk cow
گاو شیرده
to milk a cow
گاو را دوشیدن
● (مادهی بالغ برخی پستانداران) ماده فیل، ماده وال (نهنگ)، گاومیش ماده (به جنس نر این پستانداران میگویند: bull)
● (امریکا - عامیانه - معمولا جمع) گاو (نر یا ماده)
● (خودمانی - زننده) زن ناخوشایند، زنکه