دیکشنری فارسی

cowboy

UKkaubɔi US'kau'bɔı

معنی فارسی

گاوچران گاوبان

معنی کامل و مثال‌ها

/kou´boi´/n.

(غرب ایالات متحده) گاوچران (که سوار بر اسب از دام‌ها نگهداری می‌کند)

(در نمایش‌ها و فیلم‌های وسترن) کابوی (سواری که مسلح است و در تیراندازی و گاهی خوانندگی مهارت دارد)

(انگلیس - خودمانی) پیشه‌ور ناشی

* Cowboys and Indians

(بازی کودکان) جنگ سرخپوستی، دو دسته شدن بچه‌ها (مثل کابوی‌ها و سرخپوستان و جنگ ساختگی آنها)

ریشه و کاربرد

ریشه

From cow + boy, with 'cow' referring to cattle and 'boy' indicating a young male.

مثال

  • The cowboy rode his horse across the open range.
  • The cowboy skillfully roped the runaway calf.
  • Many cowboys wear hats and boots as part of their traditional attire.

ترکیب‌های رایج

Cowboy boots Cowboy hat Cowboy culture Cowboy lifestyle Cowboy song Cowboy movie

تعریف انگلیسی

noun
  1. a hired hand who tends cattle and performs other duties on horseback
  2. a performer who gives exhibitions of riding and roping and bulldogging
  3. someone who is reckless or irresponsible (especially in driving vehicles)

واژه‌های دیگر با معنی «گاوچران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن