crab (1)
معنی کامل و مثالها
/krab/n., vt., vi.
● (جانورشناسی) خرچنگ (از راستهی Decapoda - دارای پنج جفت پا هستند که جفت اولی به شکل چنگک در آمده است)، چنگار، جنگار
● انواع بندپایان (arthropods) شبیه به خرچنگ
● گوشت خرچنگ (که خوراکی است) (crab meat هم میگویند)
● رجوع شود به: crab louse
● جرثقیل، باربردار، بارافراز
● (هواپیمایی - حرکت ظاهری هواپیما به یکی از طرفین هنگام برخورد با باد مخالف) کنار کش، کنارکش رفتن، کنارکش کردن، از پهلو حرکت کردن
● (نجوم - C بزرگ) استارگان (مجمعالکواکب) سرطان، برج سرطان (چهارمین برج منطقه البروج)
● خرچنگ شکار کردن، به صید خرچنگ رفتن، خرچنگ گیری کردن
* catch a crab
(در قایق) پارو را دیر از آب بیرون کشیدن (که موجب به هم خوردن توازن قایق و کم شدن سرعت آن میشود)