دیکشنری فارسی

crackerjack

US'krækə'dʒæk

معنی فارسی

(آدم) بسيارماهروزرنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/krak´ǝr jak´/adj., n.

● (امریکا - خودمانی) ماهر، زبده، زبردست، عالی، آدم زرنگ

a good student and a crackerjack on the football field

یک شاگرد خوب که در زمین فوتبال محشر می‌کند

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone excellent of their kind “he's a jimdandy of a soldier”
  2. something excellent of its kind “the bike was a jimdandy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن