دیکشنری فارسی

cracking (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/krak´iŋ/adj., adv.

● عالی و معرکه، محشر

a cracking good film

یک فیلم معرکه

● (عامیانه) خیلی، بسیار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن