دیکشنری فارسی

cracking (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/krak´iŋ/n.

● (پالایش نفت) کراکینگ (فرو شکستن هیدروکربن‌ها و تبدیل بخشی از آنها به فرآورده‌های سبک‌تر مانند بنزین)، فروشکست، ملکول شکنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن