دیکشنری فارسی

crackleware

معنی فارسی

ظروفي که سطح آنها ترک داريامودارمينمايد

معنی کامل و مثال‌ها

/-wer´/n.

● (ظروف چینی و شیشه‌ای و سفالی که برای تزیین سطح آنها را دارای ترک‌های ریز می‌کنند) ترکدار

تعریف انگلیسی

noun
  1. glazed china with a network of fine cracks on the surface

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن