craftsman trade معنی فارسی حرفه صنعت رشته فني واژههای دیگر با معنی «حرفه» candytuft حرفه مر careerist حرفه دوست، گذره پرست، زيستراه گراي legal profession حرفه وکالت، وکالت craftwork کار حرفه اي، کار تخصصي professionalize حرفه يي کردن، حرفه يي شدن. semiprofessional نيمه حرفه اي، نيم پيشه کار hoofer رقاص حرفه اي. professional code ضوابط حرفه اي semipro نيمه حرفه اي. vocational education آموزش حرفه اي