دیکشنری فارسی

crag (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/krag/n.

● (صخره‌ای که بر فراز کوه سنگی یا توده‌ای سنگ سر بر آورده است) منارسنگ، کمر، تخته سنگ (بلند و پرشیب)، پرتگاه

a 100 meter-high crag

تخته سنگی به بلندی صدمتر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن