دیکشنری فارسی

crag (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/krag/n.

● (اسکاتلند) گردن، گلو، گرم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن