cramp (1)
معنی کامل و مثالها
/kramp/n., vt.
● گرفتگی عضله (در اثر خستگی یا سرما و غیره)، چنگه
a painful cramp in the left leg
گرفتگی دردناک عضلات پای چپ
● (جمع) قولنج (کولنج)، تنگین، (دستگاه گوارش) پیچ زدن، (دستگاه تناسلی زنان به ویژه در قاعدگی) درد شدید (که میگیرد و ول میکند)
● گرفتگی (یا قولنج و غیره) ایجاد کردن، گرفته شدن
his fingers were cramped for lack of movement
به واسطهی عدم تحرک انگشتانش سفت و قولنجی شده بود.
* writer's cramp
ناتوانی موقتی نویسنده (که جلو خلاقیت او را میگیرد)