دیکشنری فارسی

crank (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kraŋk/adj.

● (ناو دریایی و هوایی) دارای احتمال چپه شدن، نامتعادل، تلوتلو خور، ناپایست

● (ماشین‌آلات) زهوار دررفته، شل و ول، هرز و لرزان، لکنته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن