دیکشنری فارسی

crank (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/kraŋk/adj.

● (محلی) سرحال، پرشور، سرزنده، پراشتیاق

● خودرای و لجوج، غد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن