crash-land
معنی کامل و مثالها
/krash´land´/vt., vi.
● (به زمین نشاندن اضطراری هواپیما) فرود اجباری کردن
the plane crash-landed in a wheat field
هواپیما در مزرعهی گندم فرود اضطراری کرد.
* crash-landing
فرود اجباری
/krash´land´/vt., vi.
● (به زمین نشاندن اضطراری هواپیما) فرود اجباری کردن
the plane crash-landed in a wheat field
هواپیما در مزرعهی گندم فرود اضطراری کرد.
* crash-landing
فرود اجباری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن