crasher معنی فارسی خرد کننده ناخوانده . واژههای دیگر با معنی «خرد کننده» mauler خرد کننده، له کننده، خشن. smiter خرد کننده، درهم شکننده . molar خرد کننده، آسياب کننده smashing کوبنده، خرد کننده، درهم کوب sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي